(( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍوعَجِل فَرَجَهُم ))  wizboys

نگاهی گذرا به زندگی نامه سراسر پر برکت حضرت آیت‌الله بهجت

نگاهی گذرا به زندگی نامه سراسر پر برکت حضرت آیت‌الله بهجت

محمد تقی بهجت فومنی روز یکشنبه به علت عارضه مغزی در بیمارستان ولی عصر قم دارفانی را وداع گفت.


یکی از مسئولان بیمارستان حضرت ولیعصر قم دقایقی پیش اعلام کرد: «ایشان به محض سکته مغزی به این بیمارستان منتقل و در بخش ICU بستری شدند اما قبل از بستری دارفانی را وداع گفته بودند».

آیت‌الله‌العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده‌ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نام آیت‌الله بهجت خاطره‌ای شیرین از یکی از نزدیکانشان نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه: «پدر آیت‌الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می‌افتد و حالش بد می‌شود به گونه‌ای که امید زنده ماندن او از بین می‌رود وی می‌گفت: "درآن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است"».



ادامه مطلب
icon تعداد بازدید : 81
  • نوشته : علیا
  • جمعه 16 بهمن 1394
  • زندگینامه حضرت آیت الله علامه حاج سید عزالدین حسینی زنجانی

    زندگینامه حضرت آیت الله علامه حاج سید عزالدین حسینی زنجانی

    ولادت

    مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمدعزالدین حسینی موسوی مجتهد­ زنجانی(قدس سره) در سال 1300ه.ش درخاندان علم و فقاهت،خاندان امام جمعه زنجان، در شهر زنجان دیده به جهان گشودند.

    جد اعلای معظم له، آیت الله العظمی سید محمد مجتهد سردانی (رحمه الله علیه) فقیه متبع و مورد احترام مردم زنجان در عصر قاجار بودند که در طرد و دفع بابیت از زنجان نقش بسیار مهمی داشته­اند.

    والد ایشان فقیه عارف مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمود حسینی زنجانی (رحمه الله علیه)،مشهور به امام جمعه زنجان، از علمای پارسا و مورد احترام بزرگان حوزه بودند. ایشان سال­های متمادی در نجف اشرف از محضر بزرگان آن حوزه مقدسه استفاده کرده و از دروس آیات عظام نائینی،آقا ضیاء عراقی،شیخ الشریعه اصفهانی،سید محمد کاظم یزدی (صاحب عروه) و به خصوص از درس آیت الله العظمی حاج شیخ محمدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) بهره برده و جزء خصیصین و دوستان نزدیک آیت الله العظمی غروی اصفهانی محسوب می­شدند به طوری که ما بین این دو بزرگوار نامه­هایی در سیر و سلوک مبادله شده است.

    آیت الله العظمی سید محمود حسینی زنجانی(اعلی الله مقامه الشریف) در زنجان،تهران و قم حوزه درسی داشته و جمعی از بزرگان از دروس معظم له استفاده کرده­اند. از مشهورترین شاگردان ایشان می­توان به فرزند بزرگوارشان آیت الله العظمی سید عزالدین حسینی زنجانی(قدس سره)، مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی، مرحوم استاد رضا روزبه زنجانی و آیت الله سید حجت هاشمی خراسانی(دامت برکاته) اشاره کرد.

    تحصیل و فعالیت های سیاسی

    معظم له تحت نظارت و سرپرستی والد بزرگوار خود مقدمات و سطح و کمی از خارج را در زنجان فرا گرفته و در این حوزه از دروس والد معظم خود و دروس مرحوم آیت الله شیخ حسین دین محمدی(قدس سره)،از شاگردان آخوند خراسانی(رحمه الله علیه)، استفاده بردند.معظم له سپس به شهر مقدس قم عزیمت کردند و در شهرعلم و فقاهت قم، در فقه و اصول از محضر درس آیات عظام: آیت الله العظمی سید محمد حجت کوه کمری(رحمه الله علیه) [به مدت چهارده سال]، آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی(رحمه الله علیه)[ به مدت ده سال]، آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر(رحمه الله علیه)،آیت الله العظمی سید احمد خوانساری(رحمه الله علیه) و آیت الله العظمی میرزا رضی زنوزی تبریزی(رحمه الله علیه) تلمذ فرمودند.

    ایشان همچنین دوره کامل حکمت متعالیه را در محضر آیت الله العظمی امام خمینی[1](قدس سره)،علامه سیدمحمد حسین طباطبایی تبریزی(قدس سره) و آیت الله شیخ مهدی مازندرانی(قدس سره) تحصیل کرده و در دروس اسفار هر سه حکیم متاله حضور یافتند. لازم به ذکر است که درس اسفار مرحوم علامه طباطبایی در قم با درخواست معظم له و حضور ایشان و جمعی از همدوره ای­های معظم له تشکیل شده است و مرحوم علامه نخستین حواشی خود را بر اسفار بر چاپ سنگی اسفار متعلق به معظم له مرقوم کرده­اند که این نسخه در گنجینه مخطوطات بیت معظم له نگهداری می­شود. همچنین سلسله جلسات مباحثات شبانه با حضور علامه طباطبایی،که بعدا به جلسات اصول فلسفه و روش رئالیسم منتهی می­شود، به درخواست معظم له و در منزل ایشان در قم بنا گذاشته شده است.

    معظم له جهت استفاده از حوزه درسی بزرگان حوزه مقدسه نجف مدت کوتاهی نیز به این حوزه مشرف شده و از درس آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی(قدس سره)، آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی(قدس سره) و آیت الله العظمی سید محسن حکیم(قدس سره) استفاده کردند.

    آیت الله العظمی حسینی زنجانی(قدس سره) در بین اساتید فقه و اصول خود بیش از همه از مشرب فقهی حضرت آیت الله العظمی حجت کوه کمری(قدس سره) متاثر شده­اند و همانند استادشان در جمع بین روایات متعارض تبحر و برجستگی خاصی دارند.

    معظم له بنا به درخواست حضرت والدشان از سال 1334 در زنجان مستقر شدند و در اداره حوزه علمیه و رسیدگی به امور شرعی و اجتماعی به مرحوم والد خود کمک می­کردند.در سال 1342 با نهضت حضرت امام خمینی(قدس سره) همراه شدند و در منبر صراحتا از ایشان نام می­بردند و به ترویج مرجعیت معظم له می­پرداختند و سخنرانی­های تندی بر علیه دستگاه حاکمه و قوانین طاغوتی ایراد می­کردند که بالاخره دستگیر گردیدند و مدتی در تهران همراه با برخی اعاظم (از جمله شهید مطهری، مرحوم محمد تقی فلسفی،مرحوم شیخ حسین لنکرانی،شهید هاشمی نژاد و دیگر بزرگان و روحانیون) زندانی شدند.

    در اثر تداوم فعالیت ها و سخنرانی­های معظم له بر علیه رژیم شاه، از سال 1351 از طرف ساواک مجبور به اقامت اجباری در شهر مقدس مشهد شدند و در این شهر به فعالیت های علمی و سیاسی خود ادامه دادند و همراه با دیگر ارکان این حوزه مقدسه به مناسبت­ های مختلف اعلامیه می­دادند و در تظاهرات مردم و علمای مشهد پیشاپیش مردم حرکت می­کردند.


    پس از پیروزی انقلاب اسلامی به درخواست حضرت امام خمینی(قدس سره) به زنجان برگشته و رهبری و هدایت مردم زنجان را در انقلاب اسلامی عهده دار شده و به حکم بنیانگذار جمهوری به امامت جمعه شهر زنجان منصوب شدند و مدت دو سال در دوره تثبیت جمهوری اسلامی ایران در استان زنجان نقش موثر داشتند و سپس به مشهد مقدس برگشته و فعالیت­های علمی خود را در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) از سر گرفتند.

    تدریس

    معظم له سطوح عالی دروس حوزوی را در حوزه های علمیه قم ، زنجان و مشهد تدریس کرده و بیش از سی سال در حوزه علمیه مشهد به تدریس خارج فقه و اصول،تفسیر،کلام و عقاید و فلسفه مشغول بودند و بسیاری از افاضل حوزه و دانشگاه از دروس معظم له بهره مند بوده اند و تعدادی نیز به اخذ درجه اجتهاد از محضر ایشان نائل شده­اند.

    از شاگردان برجسته معظم له می توان به فرزند بزرگوارشان فقیه عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد حسینی زنجانی، مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه زنجان و مسئول بخش استفتاءات معظم له، اشاره کرد.

    مرجعیت

    معظم له بنا به درخواست جمعی از مومنین و فضلاء حوزه در سال 1354 رساله عملیه خود را با عنوان رساله جامع الاحکام در مشهد مقدس منتشر کردند و جمعی از مومنین در تقلید به ایشان رجوع کردند.پس از رحلت حضرت آیت الله العظمی اراکی(رحمه الله علیه)، رساله فعلی معظم له با عنوان رساله توضیح المسائل در سال 1373 منتشر شد و جمع دیگری از مومنین در تقلید به ایشان رجوع کردند. فعلا دفاتر معظم له در شهرهای مشهد، زنجان و تبریز فعال هستند و در ایام حج بعثه معظم له به منظور پاسخ گویی به استفتاءات مقلدین و سایر امور شرعی در مدینه منوره و مکه مکرمه مستقر است.

    تالیفات

    از حضرت آیه الله العظمی حسینی زنجانی(رحمه الله علیه) در زمان حیات پر برکت شان چند اثر منتشر شده است که عبارتند از :

    1- رساله جامع الاحکام(چاپ اول،مشهد،1354)

    2- رساله توضیح المسائل

    3-منتخب رساله توضیح المسائل[با تجدید نظر و اضافات،به ضمیمه منتخب استفتاءات] (چاپ اول،زنجان،1391)

    4- مناسک حج و عمره مفرده

    5- شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

    6- حکمت فاطمی ،تلخیص«شرح خطبه حضرت زهرا (س)»

    7- تفسیر سوره مبارکه حمد

    8- راه رستگاری ، جستاری در باب اسلام و ایمان

    9- مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن

    10- معیار شرک در قرآن

    11- شرح زیارت عاشورا

    12- صد و ده پرسش و پاسخ [بخشی از استفتاء­ات معظم له]

    برخی آثار فقهی و اصولی ایشان از جمله تقریرات دروس اصول و فقه آیات عظام حجت و بروجردی و نیز تعلیقه بر وسیله النجاه آیه الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(قدس سره) هنوز به زیور طبع آراسته نشده است.

    برخی از ویژگی­های علمی و روحی

    از ویژگی­های علمی و روحی آن مرجع عالی قدر می­توان به نکات زیر اشاره کرد:

    - معظم له بسیار خلیق، مهربان، متواضع، گشاده رو و با حوصله بودند و به خصوص با دقت و حوصله به پرسش­های جوانان پاسخ می­ دادند و از این رو بیشتر نمازگزاران و مراجعان مسجد امام صادق(علیه السلام) مشهد مقدس و دفتر ایشان را دانشجویان و طلاب تشکیل می داد.


    - ایشان نسبت به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و به خصوص به جده بزرگوارشان (سلام الله علیها) محبت و علاقه فوق العاده­ای داشتند و جنبه ولایت در ایشان بسیار قوی بود.


    - معظم له علاقه و توجه فراوانی به مجلس روضه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و تعظیم شعائر حسینی(علیه السلام) داشتند به طوری که بیش از 35 به طور مرتب در بیت خود در مشهد مقدس روضه هفتگی برگزار کردند و بر مصائب حضرت سید الشهداء (علیه السلام) اشک ریختند.

    - معظم له انس مخصوصی با ادعیه مأثور از اهل بیت( علیهم السلام) و به خصوص صحیفه سجادیه داشتند به طوری که اکثر ادعیه مأثور را از حفظ بودند و همیشه در سخنان خود به جنبه های معرفتی این ادعیه اشاره می فرمودند و معتقد بودند که ادعیه ماثور از اهل بیت(علیهم السلام) مهجور واقع شده اند و کمتر به دقایق و ظرایف و محتوای عمیق این ادعیه توجه شده است.

    - به دروس اعتقادی و تفسیر قرآن کریم اهمیت خاصی قائل بودند به طوری که درس­های عقاید و تفسیر معظم له تقریباً هیچ گاه تعطیل نشده است.

    - معظم له از معدود مراجع عصر حاضر بودند که در کنار فقه و اصول و تفسیر در عرفان و فلسفه نیز صاحب نظر و دارای مطالعات عمیق بودند و نظرشان این بود که هر چند برخی آراء و عقاید فلاسفه و عرفا با مکتب اهل بیت (ع) سازگار نیست اما موارد سازگاری نیز کم نیست و نکات قابل استفاده در آثار ایشان وجود دارد.

    معظم له در حدیث دیگران

    درباره شخصیت علمی و معنوی معظم له در سخنان برخی از بزرگان مطالبی آمده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    یک، مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی(قدس سره) در نامه هایی که خطاب به معظم له نوشته اند از ایشان با القابی چون «روح الفضیله و جثمانها»،« نادره الدهر»،«غیاث الاسلام» و «علامه» یاد کرده اند[2]. با بررسی مجموعه مکاتبات آیت الله العظمی میلانی ،که تحت عنوان «علم و جهاد» در دو مجلد به چاپ رسیده است، معلوم می­شود که ایشان چنین القابی را فقط برای معظم له به کار برده­اند و برای دیگر اعاظم از القاب متعارف استفاده کرده­اند.

    دو،مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی، در آخرین مصاحبه تلویزیونی و در پاسخ به این سوال که کدام یک از شاگردان تان توانستند رابطه خاص استاد و شاگردی را با شما داشته باشند و به کدام یک در فلسفه اسلامی می­شود اعتماد داشت،ابتدا از استاد شهید مرتضی مطهری و سپس از معظم له با عنوان« آقای امام زنجانی» و پس از آن از سه عالم بزرگوار دیگر نام بردند.

    دو، آیت الله شهید سید محمد علی قاضی طباطبایی(قدس سره) در کتاب« تحقیق درباره اول اربعین حضرت سید الشهداء(علیه السلام)» به مناسبتی درباره معظم له چنین نوشته اند: «...پس از مراجعت از آن سفر[تبعید بافت] در زنجان به اقامت اجباری قریب شش ماه بودم و از مهربانی­های اهالی زنجان عموما و از مهمان نوازی و محبت های بی پایان صدیقنا الاخ الامجد علامه جلیل آیت الله آقای حاج آقا عزالدین حسینی (دامت برکاته) خصوصا کاملا برخوردار بوده و به ویژه از مذاکرات علمی و مباحثات فقهی و ادبی و تاریخی که در حضور آن برادر مکرم معظم واقع می­شد صفای عجیب و حظوظ روحی غریب داشت که به وصف نمی­آید و به عبارت نمی­گنجد».

    سه، مرحوم آیت الله شیخ علی فلسفی(قدس سره)،از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی خویی(قدس سره) و صاحب اجازه اجتهاد بلند مرتبه از آن فقیه بزرگ، در مجلسی که اکثر علمای بزرگ مشهد مقدس در آن حضور داشتند و در امری که نیاز به اجازه مجتهد جامع الشرایط و اعلم علمای بلد داشت از معظم له کسب اجازه می­کنند و می فرمایند:«ما حضرت عالی را اعلم علمای بلد می­دانیم»[3].


    چهار، مرحوم آیت الله سید محمدحسین حسینی تهرانی(رحمه الله علیه)، در یادنامه مرحوم علامه طباطبایی، مهر تابان، درباره معظم له چنین می­نویسند:« رفیق شفیق و صدیق ارجمند حضرت آیت الله حاج سید عزالدین زنجانی (دامت برکاته) از مبرزین از قدماء شاگردان علامه طباطبایی( رحمه الله علیه) می­باشند... مردی است جامع بین علم و عمل و بین معقول و منقول ، مفسر قرآن کریم، وارد در ابحاث علمیه و فلسفیه و متعبد به عبودیت الهیه و متخلق به اخلاق حسنه می­باشند و حقا می­توان ایشان را یکی از نمونه های بارز مفاخر اسلام شمرد».[4]

    پنج، مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی (قدس سره) : ترجمه عبارت شیخ آقا بزرگ چنین است:«عالم فاضل معاصرآقای سید عزالدین فرزند سید محمود جانشین پدر در زنجان شده است. آقای سید موسی[آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی(دامت برکاته)] فرزند سید احمد زنجانی،ساکن قم،از هر دو (از پدر و پسر) تعریف و تمجید می­کند».[5]

    شش، آیت الله سید محمد حسینی زنجانی(دامت برکاته): ایشان در احکام تاکیدشان به روایات است و روایات را خیلی خوب معنا می­کنند و از دل روایات، روایات دیگر را تفسیر و توجیه می­کنند و من در این مسئله نظیر ایشان را حتی در قم ندیدم... در این مسئله که فقیه از دل روایات مطلب را بیرون آورد و قرینه برای فهم مطلب دیگر بگیرد نظیر ایشان را ندیده­ام.[6]




    icon تعداد بازدید : 134
    iconبرچسب‌ها : حضرت آیت الله علامه حاج سید عزالدین حسینی زنجانی , زندگينامه اولـيا الله ,
  • نوشته : علیا
  • شنبه 16 آبان 1394
  • ایت الله سید علی قاضی ره

    سید علی قاضی در حدود ۸۰ سالگی

    ولادت

    حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجهٔ الحرام سال ۱۲۸۲هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.



    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 79
    iconبرچسب‌ها : ایت الله سید علی قاضی ره ,
  • نوشته : علیا
  • دوشنبه 19 مرداد 1394
  • زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)

    زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)

    نام: محمد بن الحسن
    كنيه: ابوالقاسم
    امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.

    القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):

    مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
    شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 68
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • شناخت مختصرى از زندگانى امام عسكرى علیه السلام

    امام عسكرى، يادهمين پيشواى شيعيان، در سال 232 ه'. ق چشم به جهان گشود (1). پدرش امام دهم، حضرت هادى - عليه السلام - و مادرش بانوى پارسا و شايسته، «حُدَيثه»، است (2) كه برخى، از او بنام «سوسن» ياد كرده‏اند (3). اين بانوى گرامى، از زنان نيكو كار و داراى بينش اسلامى بود و در فضيلت او همين بس كه پس از شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - پناهگاه و نقطه اتّكاى شيعيان در آن مقطع زمانى بسيار بحرانى و پر اضطراب بود (4).

    از آنجا كه پيشواى يازدهم به دستور خليفه عباسى در «سامّرأ»، در محله «عسكر» سكونت (اجبارى) داشت، به همين جهت «عسكرى» ناميده مى‏شود (5).

    از مشهورترين القاب ديگر حضرت، «نقى» و «زكى» (6) وكنيه‏اش «ابو محمد» است. او 22 ساله بود كه پدر ارجمندش به شهادت رسيد. مدّت امامتش 6 سال و عمر شريفش 28 سال بود، در سال 260 ه' به شهادت رسيد و در خانه خود در سامّرأ در كنار مرقد پدرش به خاك سپرده شد (7).


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 69
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى (ع)

    «امام ابوالحسن على النقى الهادى» - عليه السلام - پيشواى دهم شيعيان، در نيمه ذيحجه سال 212 هجرى در اطراف مدينه در محلى به نام «صريا» به دنيا آمد(1). پدرش پيشواى نهم، امام جواد - عليه السلام - و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است كه كنيزى با فضيلت و تقوا بود (2).

    مشهورترين القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نيز مى‏گويند (3).

    امام هادى - عليه السلام - در سال 220 هجرى پس از شهادت پدر گراميش برمسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شريفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامرّأ به شهادت رسيد.

    خلفاى معاصر حضرت

    امام هادى در مدت امامت خود با چند تن از خلفاى عباسى معاصر بود كه به ترتيب زمان عبارتند از:

    1 - معتصم، برادر مأمون (217 - 227) (4)/

    2 - واثق، پسر معتصم (227 - 232).

    3 - متوكل، برادر واثق (232 - 248).

    4 - منتصر، پسر متوكل (6 ماه).

    5 - مستعين، پسر عموى منتصر (248 - 252).

    6 - معتزّ، پسر ديگر متوكل (252 - 255).

    امام هادى در زمان خليفه اخير مسموم گرديد و به شهادت رسيد و در خانه خود به خاك سپرده شد.



    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 70
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگینامه امام محمد تقی سلام الله علیه

    امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود .


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 66
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگینامه امام علی بن موسی الرضا عليه السلام

    مقدمه :

    امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.

    ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

    نام ،لقب و كنيه امام :

    نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان "رضا" به معناي "خشنودي" مي‌باشد. امام محمدتقي عليه‌السلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل مي‌فرمايند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بود‌ند".

    يكي از القاب مشهور حضرت " عالم آل محمد " است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان مي‌باشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش " جنبه علمي امام " آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان مي‌باشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن مي‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نمي‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

    پدر و مادر امام :

    پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان " نجمه " نام داشت.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 58
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه

    ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

    كنيه آن حضرت ابو ابراهيم بوده ولى به ابو على نيز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر(مغرب) يا از اهل اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر اين بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند.حميده به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة» نيز معروف بوده است.برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده‏اند.

    امام موسى الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابو حنيفه از او مسأله مى‏پرسيدند و كسب علم مى‏كردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (148 ه.ق.) در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.

    قد متوسط و رنگ سبزه سير و محاسن انبوه داشت. نقش نگينش «حسبي اللّه» و به روايتى «الملك للّه وحده» بود.

    در زمان حيات امام صادق(ع) كسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولى كسانى مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اينان چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند، پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏دانند و سپس پسرش را و ... به تفصيلى كه در كتب اسماعيليه مذكور است.

    پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترين فرزند ايشان عبد اللّه نام داشت كه بعضى او را عبد اللّه افطح مى‏دانند. اين عبد اللّه مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع)را نداشت و به قول شيخ مفيد در ارشاد متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت كرد و برخى نيز از او پيروى كردند. اما چون ضعف دعوى و دانش او را ديدند روى از او برتافتند و فقط عده قليلى از او پيروى كردند كه به فطحيه موسوم هستند.

    اسحاق برادر ديگر امام موسى الكاظم(ع) به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود و امامت برادرش موسى كاظم(ع)را قبول داشت و از پدرش روايت مى‏كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردى سخى و شجاع و از زيديه جاروديه بود و در زمان مأمون در خراسان وفات يافت.

    اما جلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع حضرت امام موسى كاظم(ع) به قدرى بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق(ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسيارى از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع)مانند مفضل بن عمر جعفى و معاذ بن كثير و صفوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت موسى الكاظم(ع)را از امام صادق(ع)روايت كرده‏اند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 57
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

    امام‌ صادق‌ ( ع‌ )

    حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .

    پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.

    كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ .

    پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با اين‌ ترتيب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر يك‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد .

    بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد .

    پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد .

    زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - وليد بن‌ يزيد - يزيد بن‌ وليد - ابراهيم‌ بن‌ وليد - مروان‌ حمار ) كه‌ هر يك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نيز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بيداد و ستم‌ بر امويان‌ پيشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شريفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بيشترى‌ بسر مى‌برد .


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 58
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگینامه امام محمد باقر(ع)

    زندگینامه امام محمد باقر(ع)

    نام مبارك امام پنجم محمد بود .

    لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

    القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

    كنيه امام ابوجعفر بود .

    مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

    بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

    پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

    تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد .

    دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

    در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند .

    قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديدميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند .

    برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند .

    اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند .


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 63
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد(ع)

    اسم مبارك آن بزرگوار علي است و مشهورترين القاب آن حضرت زين العابدين و سجّاد است و مشهورترين كنية او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زيرا پانزدهم جمادي الاول سال سي و هشت از هجرت به دنيا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين (ع) است و تقريباً بيست و سه سال به پدر بزرگوار زندگي كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال است.

    حضرت سجّاد (ع) پدري چون حسين دارد و مادرش دختر يزدگرد پادشاه ايران است كه دست عنايت حق بطور خارق العاده اين دختر را به امام حسين مي رساند. شرافت اين زن آن است كه مادر نه نفر از ائمة طاهرين مي شود و چنانچه حسين (ع) اب الائمه است. اين زن نيز ام الائمه است. و اما از نظر فضايل انساني: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بيت عليهم السلام وجه اشتراك در همة فضايل دارند و هيچ فرقي ميان آنان از نظر صفات و فضايل انساني نيست، اما از نظر گفتار و كردار شباهت تامّي به جدشان اميرالمؤمنين عليه السلام دارد.
    ايمان امام سجاد (ع)
    اميرالمؤمنين (ع) در دعاي صباح مي گويد:
    يا من دل علي ذاته بذاته. «اي كسي كه برهان وجود خود هستي.»
    حضرت سجّاد نيز در دعاي ابوحمزة ثمالي مي گويد:
    بك عرفتك وانت دللتني عليك وعويني اليك ولولا انت لم أدرما انت. «تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودي مرا بر خودت و دعوت نمودي به خودت و اگر نبودي، ترا نمي شناختم.»
    اين گونه كمات منتهاي ايمان را مي رساند و اين همان ايمان شهودي است كه اميرالمؤمنين مي فرمايد:
    لو كشفت لي الغطاء ما ازددت يقينا.
    «اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را بر اين چشم ظاهري ديد و مي ديدم بر يقين من كه الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمي شد.».


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 59
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس(ع)

    خاندان حضرت عباس (ع):

    در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود.
    چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.

    اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.
    عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.
    ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (ع).

    دوران كودكي حضرت ابوالفضل العباس (ع):

    در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

    در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.
    پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

    آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.
    در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 57
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگى نامه و سیره حضرت زینب سلام الله علیها


    ولادت

    حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

    نام، لقب و كنیه آن حضرت: نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ...

    ویژه نامه,حضرت زینب,زینب,ولادت حضرت زینب,ویژه نامه ولادت حضرت زینب,ویژه نامه حضرت زینب,زندگینامه,روز پرستار,سیره حضرت زینب,زندگینامه حضرت زینب

    پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها مىباشد.

    همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. در كتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم ذكر شده است.
    فرزندان حضرت زينب (س)

    سبط بن جوزى درتذكرة الخواص گويد: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است . از آن جمله ، على و عون الاكبر و محمد و عباس و ام كلثوم مى باشند كه مادر آنان حضرت زينب (س) بوده است .

    پرستارى مادر

    روزهايى بر حضرت فاطمه زهرا (س) گذشت كه بر اساس دردهاى فراوان از جمله : شكسته شدن پهلو، ورم بازو، صورت سيلى خورده و سقط جنين ، حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پيداست كه چنين بيمارى نياز به پرستار دارد، لذا حضرت زينب در سن 5 سالگى از مادر پذيرايى و پرستارى مى كرد و متاءسفانه طولى نكشيد كه به فراق مادر مبتلا گرديد.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 56
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگينامه امام حسين(ع)

    نام: حسين.
    در انجيل مسمى به «طاب» و در تورات به «شبير» است.
    كنيه: ابوعبدالله و ابوعلى.
    القاب: سيدالشهداء، سبط ثانى، سيّد شباب اهل الجنّة، سبط الأسباط، رشيد، وفىّ، طيّب، سيّد، زكىّ، مبارك و....
    منصب: معصوم پنجم و امام سوم شيعيان.
    تاريخ ولادت: سوم شعبان سال چهارم هجرى.
    برخى مورخان روز تولد آن حضرت را پنجم شعبان دانسته‏اند. و برخى نيز سال تولد ايشان را سوم هجرى ذكر كرده‏اند.
    محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
    نسب پدرى: اميرالمؤمنين، امام على بن ابى‏طالب بن عبدالمطلب (ع).
    مادر: فاطمه زهرا(س)، دختر پيامبر اسلام (ص).
    مدت امامت: از زمان شهادت برادرش، امام حسن مجتبى (ع)، در صفر سال 50 هجرى تا محرم سال 61، به مدت 10 سال.
    تاريخ و سبب شهادت: بعد از ظهر روز دهم (عاشورا) محرم سال 61 هجرى به‏همراه تعدادى از نزديكان، ياران و اصحابش در سرزمين كربلا با شمشيرهاى بران لشكريان عمر بن سعد كه از سوى عبيداللّه بن زياد (والى كوفه) و يزيد بن معاويه (خليفه شام) به جنگ آن حضرت آمده بودند، با وضع فجيعى به شهادت رسيدند. شهادت آن حضرت در سن 57 سالگى بود.
    محل دفن: كربلا، در سمت غربى رود فرات (كشور عراق كنونى).
    همسران: 1. ليلى، دختر أبى مره ثقفى. 2. شهربانو، دختر يزدگرد سوم. 3. رباب، دختر امرأالقيس. 4. ام اسحاق، دختر طلحه تيمى. 5. قضاعيه (ام جعفر). 6. حفصه، دختر عبدالرحمن بن ابى بكر.
    فرزندان: 1. امام زين العابدين (ع). 2. على اكبر، 3. جعفر. 4. عبدالله رضيع. 5.سكينه. 6. فاطمه.
    از ميان فرزندان امام حسين (ع)، جعفر در زمان حيات پدرش وفات يافت و على‏اكبر و عبدالله (معروف به على‏اصغر) در كربلا شهيد شدند و نسل آن حضرت تنها از طريق امام زين‏العابدين (ع) زياد گرديد. برخى مورخان تعداد فرزندان امام‏حسين (ع) را با ذكر نام‏هاى على‏اصغر، محمد و زينب، نه نفر دانسته‏اند. همچنين در برخى كتب شيعه، دخترى به نام رقيه نيز براى آن حضرت ذكر شده كه در سن سه سالگى در ايّام اسارت در شام، از اندوه فراق پدرش وفات يافت.
    اصحاب: ياران و اصحاب اباعبدالله الحسين (ع)، چه آنان كه قبل از شهادت آن حضرت وفات يافته‏اند و چه آنان كه پس از شهادت ايشان از دنيا رفته‏اند، بسيار زيادند. در اين جا تنها نام آنانى را كه در واقعه عاشورا به شرف شهادت نايل آمده‏اند، ذكر مى‏كنيم:


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 56
    iconبرچسب‌ها : زندگينامه امام حسين(ع) ,
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگينامه امام حسن(ع)

    نام: حسن.
    كنيه: ابو محمد.
    نام و كنيه آن حضرت را پيامبر اكرم (ص) تعيين فرمودند.
    القاب: مجتبى، سيّد، سبط، زكى، تقى، حجت، برّ، امين، زاهد و طيّب.
    منصب: معصوم چهارم، امام دوم شيعيان و پنجمين خليفه اسلامى.
    تاريخ ولادت: نيمه ماه مبارك رمضان سال سوم هجرى. برخى نيز تولد آن حضرت را سال دوم هجرى دانسته‏اند. او نخستين فرزند اميرالمؤمنين (ع) و فاطمه زهرا (س) است.
    محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى‏كنونى).
    نسب پدرى: اميرالمؤمنين، امام على بن ابى‏طالب بن عبدالمطلب.
    مادر: فاطمه زهرا، دختر پيامبر (ص).
    مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، اميرالمؤمنين(ع)، در رمضان سال چهلم تا صفر سال پنجاه هجرى، به مدت 10 سال.
    از اين مدت، هفت ماه و 24 روز را عهده‏دار امر خلافت مسلمين بود و سپس طى صلحى، آن را به معاوية بن ابى سفيان واگذار كرد.
    تاريخ و سبب شهادت: 28 صفر سال پنجاه هجرى، در سن 47 سالگى، به‏وسيله زهرى كه همسرش، جعدة بنت اشعث، به تحريك معاوية بن ابى سفيان، به آن حضرت خورانيده بود، پس از چهل روز مسموميت و بيمارى، به شهادت نايل آمد.
    محل دفن: قبرستان بقيع، در مدينه منوّره، در كنار قبر جدّه‏اش، فاطمه بنت اسد.
    همسران: 1. ام بشير بنت ابى مسعود. 2. خوله بنت منظور. 3. ام اسحاق بنت طلحه. 4. سلمى بنت امرء القيس. 5. جعده بنت اشعث. 6. ام كلثوم بنت فضل بن عباس. 7. هند بنت عبدالرحمن بن ابى بكر.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 63
    iconبرچسب‌ها : زندگينامه امام حسن(ع) ,
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگينامه حضرت فاطمه (س)

    نام: فاطمه.
    پيامبر اكرم (ص) فرمود: دخترم از اين جهت «فاطمه» ناميده شده كه خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم رهايى بخشيده است.
    كنيه: ام‏ابيها وام‏النّبى (ص).
    القاب: صديقه، مباركه، طاهره، راضيه، مرضيه، زكيّه، محدّثه و بتول.
    مشهورترين لقب آن حضرت «زهرا» است.
    منصب: معصوم سوم و يكى از پنج بانوى قدسى. همچنين آن حضرت، دختر معصوم، همسر معصوم و مادر معصوم نيز هست.
    تاريخ ولادت: بيستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.
    برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى ديگر پنج سال قبل از بعثت پيامبر (ص)، سالى كه قريش، كعبه را تجديد بنا كرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرين دختر پيامبر اكرم (ص) و محبوب‏ترين آنان نزد رسول خدا (ص) بود.
    محل تولد: مكه معظّمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
    نسب پدرى: رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).
    مادر: خديجه بنت خويلد. اين بانوى مكرّمه كه ام‏المؤمنين و جدّه ائمه‏معصومين (ع) است، نخستين همسر و ياور پيامبر اكرم (ص) بود كه با جان و مال خويش در خدمت آن حضرت بوده و نهال اسلام را آبيارى و بارور كرد. به همين دليل خداوند متعال وى را در رديف زنان مقدس و عرشى قرار داده است. پيامبر اكرم(ص) درباره شخصيت خديجه و خدماتش فرمود:
    وَاللّهِ ما أبدَلَنى اللّهُ خَيْراً مِنْها، امَنَتْ بى حينَ كَفَرَ النّاسُ وَ صَدَقَتْنى اِذْ كَذَبَنى النّاسُ وَ واسَتْنى بِمالِها اِذ حَرَمنى النّاسُ وَرَزَقَنى مِنْهاَ اللّهُ الْوَلَدَ دُونَ غَيْرِها مِنَ النِّساءِ.(1)
    سوگند به خدا بهتر از او را خداوند براى من جايگزين نكرده است. او به من ايمان آورده بود در حالى كه مردم كفر ورزيده بودند؛ و مرا تصديق كرده، در حالى كه مردم تكذيبم كرده بودند؛ و با اموالش با من مواسات كرده، در حالى كه مردم محرومم كرده بودند؛ و خداوند از او به من فرزندانى روزى كرد و از ساير زنان چنين موهبتى نصيبم نشد.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 66
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگينامه امام علي (ع)

    نام: على.
    كنيه: ابوالحسن، ابوالحسين، ابو تراب، ابو السبطين و الريحانتين.
    ألقاب: اميرالمؤمنين، سيّد الوصيين، سيّد المسلمين، سيّد الأوصياء، سيّد العرب، خليفة رسول الله، امام المتّقين، يعسوب المؤمنين، صهر رسول الله، حيدر، مرتضى، وصى، و... .
    منصب: معصوم دوم و امام اوّل شيعيان و خليفه چهارم مسلمانان.
    تاريخ ولادت: سيزده رجب سال 30 عام الفيل، 23 سال پيش از هجرت پيامبر اسلام (ص).
    محل تولد: مكه معظّمه، داخل كعبه، در بيت الله الحرام (در سرزمين كنونى عربستان سعودى).
    تولد در خانه كعبه، فضيلتى است مخصوص حضرت على (ع)، و خداى متعال، تنها به وى چنين امتيازى را كرامت نموده است. نه پيش از او و نه پس از او، براى هيچ فردى چنين فضيلتى محقق نشده است.
    نَسبَ پدرى: ابى طالب (عبد مناف) بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف.
    حضرت ابوطالب (ع) پس از پدرش، عبدالمطلب، به مدت 44 سال كفيل و پشتيبان حضرت محمد (ص) بود و در ظهور و گسترش اسلام كمك‏هاى شايانى به آن حضرت نمود و ايشان را از گزند و كيد و كين قريش در امان داشت و بهتر از فرزندان خويش از او حمايت كرد.
    مادر: فاطمه بنت اسد بن هاشم.
    حضرت على (ع) و برادرانش نخستين هاشميانى بودند كه از پدر و مادر هاشمى تولد يافتند. مادرش (فاطمه بنت اسد) از بانوان بزرگ صدر اسلام و از نخستين زنانى بود كه پس از خديجه كبرى (س) به پيامبر اسلام (ص) ايمان آورد. حضرت محمد(ص) از سن هشت سالگى در دامن پرمهر اين بانوى مجلّله تربيت يافت و بيش از چهل سال از خدمات و حمايت‏هاى او بهره‏مند بود. وى در اين مدت نقش مادر پيامبر (ص) را بر عهده داشت.
    فاطمه بنت اسد به همراه خاندان پيامبر اكرم (ص) به مدينه مهاجرت كرد و در همان جا وفات يافت. پيامبر اكرم (ص) در وفات او اندوهگين شده و با دست خود و با پيراهن خود، او را كفن كرد و بر وى نماز خواند و به خاك سپرد. سپس ولايت فرزندش، على (ع) را بر وى تلقين فرمود و اين دعا را در حقش از خداى منان مسئلت نمود:
    اللّهُ الَّذى يُحْيي وَيُميتُ وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ اِغْفِرْ لِأُمّي فاطِمَةَ بِنْتَ اَسَدٍ، وَلَقِّنها حُجَّتها، وَوسّعْ عَلَيْها مَدْخَلَها، بِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَالْاَنْبِياءِ الَّذينَ مِنْ قَبْلي فَاِنَّكَ اَرْحَمُ الرَّاحمينَ.(1)
    مدت امامت: از زمان رحلت پيامبر اكرم (ص)، در 28 صفر سال يازدهم هجرى تا 21 رمضان سال 40 هجرى، به مدت 30 سال، كه در پنج سال آخر زندگى خلافت مسلمانان را نيز بر عهده داشت.
    تاريخ و سبب شهادت: 21 رمضان سال 40 هجرى، بر اثر ضربت شمشير مسمومى كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى (از بازماندگان خوارج نهروان) در شب 19 رمضان بر فرقش فرود آورده بود.
    محل دفن: نجف اشرف، در سرزمين عراق.
    نظر به اين كه حضرت على (ع) از خباثت باطن بنى اميّه و خوارج عصر خويش آگاه بود، سفارش كرد محل قبرش پنهان بماند تا مورد اهانت و هتك حرمت دشمنان قرار نگيرد. به همين دليل، قبر شريف ايشان تا عصر خلافت منصور عباسى مخفى بود و در آن زمان، امام جعفر صادق (ع) آن را آشكار ساخت و مزار شيعيان و عدالت جويان جهان قرار داد.
    همسران: 1. فاطمه زهرا، دختر رسول اللّه (ص)، 2. أمامه بنت أبى العاص، 3. خوله حنفيه 4. امّ البنين بنت حزام، 5. أسما بنت عميس، 6. ليلى بنت مسعود، 7. ام‏سعيد بنت عروه، 8. محياة بنت امرء القيس. و چند ام ولد.
    اميرالمؤمنين على (ع) تا هنگامى كه فاطمه زهرا (س) زنده بود، همسر ديگرى برنگزيد. نخستين بانويى كه افتخار همسرى آن حضرت، پس از شهادت فاطمه زهرا(س) را پيدا كرد، أمامه دختر ابى العاص بود كه بنا به سفارش فاطمه زهرا(س) پا به خانه حضرت على (ع) نهاد. مادر أمامه، زينب، دختر رسول اللّه (ص) و خواهر اعيانىِ (پدر و مادرى) فاطمه زهرا (س) بود.
    به هنگام شهادت امام على (ع) در 21 رمضان سال 40 هجرى، چهارتن از همسران عقدىِ ايشان (به نام‏هاى: امامه، اُمّ البنين، اسماء، ليلى) در قيد حيات بودند.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 60
    iconبرچسب‌ها : زندگينامه امام علي (ع) ,
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394
  • زندگينامه پيامبر اعظم (ص)

    نام: محمّد
    در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.
    كنيه: ابوالقاسم و ابوابراهيم.
    القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و... .
    منصب: آخرين پيامبر الهى، بنيان‏گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.
    تاريخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته‏اند.
    عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.
    محل تولد: مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
    نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.
    از پيامبر اسلام(ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب‏هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.
    مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.
    اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم‏نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت.
    و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.
    مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت.
    تاريخ و سبب شهادت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روايت بيشتر علماى شيعه و دوازدهم ربيع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال يازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدينه بر اثر زهرى كه زنى يهودى به نام زينب در جريان نبرد خيبر به آن حضرت خورانيده بود. معروف است كه پيامبر اسلام(ص) در بيمارىِ وفاتش مى‏فرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورده بود.
    محل دفن: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.


    ادامه مطلب
    icon تعداد بازدید : 57
  • نوشته : علیا
  • يکشنبه 18 مرداد 1394